کتاب پنجم - در غايب مفقودالاثر (ماده 1011 الی 1030)

ماده ۱۰۱۱

غايب مفقودالاثر کسي است که از غيبت او مدت بالنسبه مديدي گذشته و از او به هيچ وجه خبري نباشد.

ماده ۱۰۱۲

اگر غايب مفقودالاثر براي اداره‌ي اموال خود تکليفي معين نکرده باشد و کسي هم نباشد که قانوناً حق تصدي امور او را داشته باشد محکمه براي اداره اموال او يک نفر امين معين مي‌کند و تقاضاي تعيين امين فقط از طرف مدعي‌العموم و اشخاص ذي‌نفع در اين امر قبول مي‌شود.

ماده ۱۰۱۳

محکمه مي‌تواند از اميني که معين مي‌کند تقاضاي ضامن يا تضمينات ديگر نمايد.

ماده ۱۰۱۴

اگر يکي از وراث غايب تضمينات کافيه بدهد، محکمه نمي‌تواند امين ديگري معين نمايد و وارث مزبور به اين سمت معين خواهد شد.

ماده ۱۰۱۵

وظايف و مسئوليت‌هاي اميني که به موجب مواد قبل معين مي‌گردد، همان است که براي قيم مقرر است.

ماده ۱۰۱۶

هر گاه هم فوت و هم تاريخ فوت غايب مفقودالاثر مسلم شود اموال او بين وراث موجود حين‌الموت تقسيم مي‌گردد اگر چه يک يا چند نفر آن‌ها از تاريخ فوت غايب به بعد فوت کرده باشد.

ماده ۱۰۱۷

اگر فوت غايب بدون تعيين تاريخ فوت ثابت گردد محکمه بايد تاريخي را که فوت او در آن تاريخ محقق بوده معين کند در اين صورت اموال غايب بين وراثي که در تاريخ مزبور موجود بوده‌اند، تقسيم مي‌شود.

ماده ۱۰۱۸

مفاد ماده فوق در موردي نيز رعايت مي‌گردد که حکم موت فرضي غايب صادر شود.

ماده ۱۰۱۹

حکم موت فرضي غايب در موردي صادر مي‌شود که از تاريخ آخرين خبري که از حيات او رسيده است مدتي گذشته باشدکه عادتاً چنين شخصي زنده نمي‌ماند.

ماده ۱۰۲۰

موارد ذيل از جمله مواردي محسوب است که عادتاً شخص غايب زنده فرض نمي‌شود:

۱- وقتي که ده سال تمام از تاريخ آخرين خبري که از حيات غايب رسيده است گذشته و در انقضاي مدت مزبور سن غايب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد؛

۲- وقتي که يک نفر به عنواني از عناوين، جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاريخ انعقاد صلح بگذرد بدون اين که خبري از او برسد، هر گاه جنگ منتهي به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج سال از تاريخ ختم جنگ محسوب مي‌شود؛

۳- وقتي که يک نفر حين سفر بحري در کشتي بوده که آن کشتي در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاريخ تلف شدن کشتي گذشته باشد بدون اين که از آن مسافر خبري برسد.

ماده ۱۰۲۱

در مورد فقره‌ي اخير ماده‌ي قبل اگر با انقضاي مدت‌هاي ذيل که مبدأ آن از روز حرکت کشتي محسوب مي‌شود کشتي به مقصد نرسيده باشد و در صورت حرکت بدون مقصد به بندري که از آن جا حرکت کرده برنگشته و از وجود آن به هيچ وجه خبري نباشد کشتي تلف شده محسوب مي‌شود:

الف- براي مسافرت در بحر خزر و داخل خليج فارس يک سال؛

ب- براي مسافرت در بحرعمان، اقيانوس هند، بحر احمر، بحرسفيد (مديترانه)، بحرسياه و بحر آزوف دو سال؛

ج- براي مسافرت در ساير بحار سه سال.

ماده ۱۰۲۲

اگر کسي در نتيجه‌ي واقعه‌اي به غير آن چه در فقره‌ي ۲ و ۳ ماده ۱۰۲۰ مذکور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و يا در طياره بوده و طياره مفقود شده باشد وقتي مي‌توان حکم موت فرضي او را صادر نمود که پنج سال از تاريخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد بدون اين که خبري از حيات مفقود رسيده باشد.

ماده ۱۰۲۳

در مورد مواد ۱۰۲۰ و ۱۰۲۱ و ۱۰۲۲ محکمه وقتي مي‌تواند حکم موت فرضي غايب را صادر نمايد که در يکي از جرايد محل و يکي از روزنامه‌هاي کثيرالانتشار تهران اعلاني در سه دفعه‌ي متوالي هر کدام به فاصله يک ماه منتشر کرده و اشخاصي را که ممکن است از غايب خبري داشته باشند دعوت نمايد که اگر خبر دارند به اطلاع محکمه برسانند. هر گاه يک سال از تاريخ اولين اعلان بگذرد و حيات غايب ثابت نشود حکم موت فرضي او داده مي‌شود.

ماده ۱۰۲۴

اگر اشخاص متعدد در يک حادثه تلف شوند فرض بر اين مي‌شود که همه‌ي آن‌ها در آن واحد مرده‌اند. مفاد اين ماده مانع از اجراي مقررات مواد ۸۷۳ و ۸۷۴ جلد اول اين قانون نخواهد بود.

ماده ۱۰۲۵

وراث غايب مفقودالاثر مي‌توانند قبل از صدور حکم موت فرضي او نيز از محکمه تقاضا نمايند که دارايي او را به تصرف آن‌ها بدهد مشروط بر اين که اولاً غايب مزبور کسي را براي اداره کردن اموال خود معين نکرده باشد و ثانياً دو سال تمام از آخرين خبر غايب گذشته باشد بدون اين که حيات يا ممات او معلوم باشد. در مورد اين ماده رعايت ماده ۱۰۲۳ راجع به اعلان مدت يک سال حتمي است.

ماده ۱۰۲۶

در مورد ماده قبل وراث بايد ضامن و يا تضمينات کافيه ديگر بدهند تا در صورتي که اشخاص ثالث حقي بر اموال او داشته باشند از عهده‌ي اموال و يا حق اشخاص ثالث بر آيند. تضمينات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضي غايب باقي خواهد بود.

ماده ۱۰۲۷

بعد از صدور حکم فوت فرضي نيز اگر غايب پيدا شود کساني که اموال او را به عنوان وراثت تصرف کرده‌اند بايد آن چه را که از اعيان يا عوض و يا منافع اموال مزبور حين پيداشدن غايب موجود مي‌باشد مسترد دارند.

ماده ۱۰۲۸

اميني که براي اداره کردن اموال غايب مفقودالاثر معين مي‌شود بايد نفقه‌ي زوجه‌ي دائم يا منقطعه که مدت او نگذشته و نفقه‌ي او را زوج تعهد کرده باشد و اولاد غايب را از دارايي غايب تأديه نمايد. در صورت اختلاف در ميزان نفقه تعيين آن به عهده‌ي محکمه است.

ماده ۱۰۲۹

هر گاه شخصي چهار سال تمام غايب مفقودالاثر باشد زن او مي‌تواند تقاضاي طلاق کند. در اين صورت با رعايت ماده ۱۰۲۳حاکم او را طلاق مي‌دهد.

ماده ۱۰۳۰

اگر شخص غايب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاي مدت عده مراجعت نمايد نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولي بعد از انقضاي مدت مزبور حق رجوع ندارد.