فصل دوم - شرايط و کيفيت قصاص عضو (ماده 272 الی 296 )

ماده ۲۷۲

در قصاص عضو علاوه بر شرايط قصاص نفس شرايط زير بايد رعايت شود:

۱- تساوي اعضا در سالم بودن‌

۲- تساوي در اصلي بودن اعضا

۳- تساوي در محل عضو مجروح يا مقطوع‌

۴- قصاص موجب تلف جاني يا عضو ديگر نباشد.

۵- قصاص بيشتر از اندازه جنايت نشود.

ماده ۲۷۳

در قصاص عضو، زن و مرد برابرند و مرد مجرم به سبب نقص عضو يا جرمي که به زن وارد نمايد به قصاص عضو مانند آن‌ محکوم مي‌شود، مگر اين که ديه عضوي که ناقص شده ثلث يا بيش از ثلث ديه کامل باشد که در آن صورت زن هنگامي مي‌تواند قصاص ‌کند که نصف ديه آن عضو را به مرد بپردازد.

ماده ۲۷۴

عضو سالم در برابر عضو ناسالم قصاص نمي‌شود و فقط ديه‌ي آن عضو پرداخت مي‌شود لکن عضو ناسالم در برابر عضو سالم‌ قصاص مي‌شود.

ماده ۲۷۵

در قصاص عضو تساوي محل معتبر است و بايد در مقابل قطع عضو طرف راست‌، عضو همان طرف و در مقابل طرف چپ ‌عضو همان طرف جاني قصاص شود.

تبصره: در صورتي که مجرم دست راست نداشته باشد دست چپ او و چنانچه دست چپ هم نداشته باشد پاي او قطع خواهد شد.

ماده ۲۷۶

جرحي که به عنوان قصاص وارد مي‌کنند بايد از حيث طول و عرض مساوي با جنايت باشد و در صورت امکان رعايت ‌تساوي در عمق نيز لازم است‌.

تبصره: در جراحت موضحه و سمحاق، تساوي در عمق شرط نيست و مماثلت عرفي کافي است‌.

ماده ۲۷۷

هر گاه در قصاص جرح رعايت تساوي ممکن نباشد مانند بعضي از جراحت‌هاي عميق يا در موارد شکسته شدن استخوان‌ها يا جا به جا شدن آن‌ها به طوري که قصاص موجب تلف جاني يا زياده از اندازه جنايت گردد بايد ديه آن داده شود چه مقدار آن ديه شرعاً معين ‌باشد يا با حکم حاکم شرع معين گردد.

ماده ۲۷۸

قصاص عضو را مي‌شود فوراً اجرا نمود و لازم نيست صبر کنند تا وضع جرح روشن شود، پس اگر قصاص اجرا شود و جرح ‌منجر به مرگ مجني‌عليه گردد در صورتي که جنايت عمدي باشد جاني به قصاص نفس محکوم مي‌شود لکن قبل از اجراي قصاص نفس بايد ديه جرحي که قبلاً به عنوان قصاص عضو بر جاني وارد شده به او پرداخت شود.

ماده ۲۷۹

براي رعايت تساوي قصاص با جنايت بايد حدود جراحت کاملاً اندازه‌گيري شود و هر چيزي که مانع از استيفاي قصاص يا موجب ازدياد آن باشد بايد برطرف گردد.

ماده ۲۸۰

اگر در اثر حرکت جاني قصاص بيش از جنايت شود قصاص‌کننده ضامن نيست و اگر بدون حرکت مجرم قصاص بيش از جنايت شود در صورتي که اين زياده عمدي باشد قصاص‌ کننده نسبت به مقدار زايد قصاص مي‌شود و در صورتي که عمدي نباشد ديه يا ارش مقدار زايد به عهده قصاص‌کننده مي‌باشد.

ماده ۲۸۱

اگر گرمي يا سردي هوا موجب سرايت زخم بشود بايد قصاص در هواي معتدل انجام گيرد.

ماده ۲۸۲

ابزار قصاص بايد تيز و غيرمسموم و مناسب با اجراي قصاص و قطع و جرح مخصوص باشد و ايذاي جاني بيش از مقدار جنايت او ممنوع است‌.

ماده ۲۸۳

هر گاه شخصي يک چشم کسي را کور کند يا درآورد قصاص مي‌شود گرچه جاني بيش از يک چشم نداشته باشد و چيزي به عنوان ديه به او داده نمي‌شود.

ماده ۲۸۴

هر گاه شخصي که داراي دو چشم است چشم کسي را که فقط داراي يک چشم است در آورد مجني‌عليه مي‌تواند يک چشم‌ جاني را قصاص کند و نصف ديه کامل را هم دريافت نمايد، يا از قصاص يک چشم جاني منصرف شود و ديه کامل بگيرد مگر در صورتي که مجني‌عليه يک چشم خود را قبلاً در اثر قصاص يا جنايتي که استحقاق ديه آن را داشته است از دست داده باشد که در اين‌ مورد مي‌تواند يک چشم جاني را قصاص کند و يا با رضايت جاني نصف ديه کامل دريافت نمايد.

ماده ۲۸۵

هر گاه شخصي بدون آسيب به حدقه چشم ديگري بينايي آن را از بين ببرد فقط بينايي چشم جاني مورد قصاص قرار مي‌گيرد و اگر بدون آسيب به حدقه چشم جاني قصاص ممکن نباشد جاني بايد ديه آن را بپردازد.

ماده ۲۸۶

چشم سالم در برابر چشم‌هايي که از لحاظ ديدن متعارف نيستند قصاص مي‌شود.

ماده ۲۸۷

هر گاه شخصي مقداري از گوش کسي را قطع کند و مجني‌عليه قسمت جدا شده را به گوش خود پيوند دهد قصاص ساقط‌ نمي‌شود و اگر جاني بعد از آن که مقداري از گوش او به عنوان قصاص بريده شد آن قسمت جدا شده را به گوش خود پيوند دهد هيچ کس نمي‌تواند آن را دوباره براي حفظ اثر قصاص قطع کند.

ماده ۲۸۸

قطع لاله‌ي گوش که موجب زوال شنوايي بشود دو جنايت محسوب مي‌شود.

ماده ۲۸۹

هر گاه شخصي بيني کسي را قطع کند مجني‌عليه مي‌تواند قصاص نمايد گرچه بيني مجني‌عليه داراي حس بويايي نباشد.

ماده ۲۹۰

هر گاه شخصي زبان يا لب کسي را قطع نمايد با رعايت تساوي مقدار و محل‌، مورد قصاص قرار مي‌گيرد.

تبصره: در صورتي که فرد گويا، زبان فرد لال را قطع کند قصاص جايز نيست و تبديل به ديه مي‌شود.

ماده ۲۹۱

هر گاه شخصي دندان کسي را بشکند يا بکند با رعايت شرايط قصاص عضو قصاص مي‌شود.

تبصره: در صورتي که مجني‌عليه قبل از قصاص دندان درآورد اگر دندان جديد معيوب باشد جاني به پرداخت ارش محکوم مي‌گردد و اگر سالم باشد تا ۷۴ ضربه شلاق تعزير مي‌گردد.

ماده ۲۹۲

اگر مجني‌عليه طفل باشد بايد به مدت متعارف صدور حکم به تأخير افتد. در صورتي که کودک دندان جديد درآورد مجرم‌ محکوم به ارش و گر نه محکوم به قصاص است‌.

ماده ۲۹۳

اگر مورد جنايت عضو زايد باشد و جاني عضو زايد مشابه نداشته باشد، محکوم به ديه است‌.

باب اول - تعريف ديه و موارد آن

ماده ۲۹۴

ديه مالي است که به سبب جنايت بر نفس يا عضو به مجني‌عليه يا به ولي يا اولياي دم او داده مي‌شود.

ماده ۲۹۵

در موارد زير ديه پرداخت مي‌شود:

الف- قتل يا جرح يا نقص عضو که به طور خطاي محض واقع مي‌شود و آن در صورتي است که جاني نه قصد جنايت نسبت به ‌مجني ‌عليه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را، مانند آن که تيري را به قصد شکاري رها کند و به شخصي برخورد نمايد.

ب- قتل يا جرح يا نقص عضو که به طور خطاي شبيه عمد واقع مي‌شود و آن در صورتي است که جاني قصد فعلي را که نوعاً سبب ‌جنايت نمي‌شود داشته باشد و قصد جنايت را نسبت به مجني ‌عليه نداشته باشد مانند آن که کسي را به قصد تأديب به نحوي که نوعاً سبب جنايت نمي‌شود بزند و اتفاقاً موجب جنايت گردد يا طبيبي مباشر تا بيماري را به طور متعارف معالجه کند و اتفاقاً سبب جنايت‌ بر او شود.

ج- مواردي از جنايت عمدي که قصاص در آن‌ها جايز نيست‌.

تبصره ۱: جنايت‌هاي عمدي و شبه عمدي ديوانه و نابالغ به منزله خطاي محض است‌.

تبصره ۲: در صورتي که شخصي کسي را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بکشد و اين امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد که مجني‌عليه مورد قصاص و يا مهدورالدم نبوده است قتل به منزله‌ي خطاي شبيه عمد است‌ و اگر ادعاي خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است‌.

تبصره ۳: هرگاه بر اثر بي‌احتياطي يا بي‌مبالاتي يا عدم مهارت و عدم رعايت مقررات مربوط به امري‌، قتل يا ضرب يا جرح واقع شود به نحوي که اگر آن مقررات رعايت مي‌شد حادثه‌اي اتفاق نمي‌افتاد قتل و يا ضرب و يا جرح در حکم شبه عمد خواهد بود.

ماده ۲۹۶

در مواردي هم که کسي قصد تيراندازي به کسي يا شيئي يا حيواني را داشته باشد و تير او به انسان بي‌گناه ديگري اصابت کند عمل او خطاي محض محسوب مي‌شود.